حرف شنوی در کودکان

عشق کودک

آیا می خواهید فرزندتان حرف شنو باشد ؟

اگر مجبورید یک حرف را چندین مرتبه برای فرزند پیش دبستانی خود تکرار کنید تا گوش کند ، این مطلب را مطالعه کنید . عده ای از پدر و مادرها وقتی می بینندفرزند کوچکشان به حرفهای آنها در لباس پوشیدن یا در جمع کردن وسایلش و ... توجهی نمی کند و به تماشای تلویزیون یا بازی ادامه  می دهد دائم صدایش می کنند و فریاد می کشند . آنها فکر می کنند که هرچه بیشتر حرفشان را تکرار کنند ،‌ فرزندشان سریع تر گوش می دهد . در حقیقت قضیه بر عکس است . به طور معمول اگر قبل از انجام کاری گفته خودرا 5یا 6 مرتبه تکرار کنید ، بچه می آموزد که نباید گوش دهد . بچه ها زرنگتر از آن هستند که ما فکرش را می کنیم . آنها ارزش زمانی که برای اولین مرتبه او را صدا می کنید و زمانی که واقعاً با او کار دارید را می دانند و احتمالاً از 5 یا 10 دقیقه اضافی استفاه کرده و به بازی خود ادامه می دهند .

اگرچه هنگامیکه بچه ، خود را به نشنیدن زده و یا حرفتان را جدی نمیگیرد ، بسیار ناراحت کننده است، ولی بچه های 4- 3  ساله از این که می توانند با بی اعتنایی و گوش ندادن  ،‌والدین را عصبانی نمایند ، احساس قدرت می کنند . پس با این قضیه به طور شخصی برخورد نکنید . بچه ها در این سن نمی خواهند که بد و بی ادب باشند ،‌آنها فقط می خواهند استقلال خود را نشان دهند . البته اکنون ،‌ تشویق به عادت خوب گوش دادن ،‌مشکلات گوناگونی را در آینده برطرف خواهد کرد . به طور مثال فرزندتان در مدرسه مشکل توجه بر روی چیزی را دارد و نمی تواند در درس هایش تمرکز کرده و یا دستورات را دنبال نماید . چنانچه حرف های شما را نادیده می گیرد ، نباید بگویید این مسئله به مرور زمان به خودی خود حل خواهد شد . دستورات زیر به فرزند پیش دبستانی شما کمک می کند تا بدون آنکه خود بفهمد  دقت و توجه بیشتری برروی مسائل داشته باشد .

عصبانی نشوید :

تلاش کنید تا آرامش خود را حفظ کرده و با صدای آرام صحبت نمایید، حتی اگر مجبور شدید برای چند لحظه ای به خلوتگاهی پناه آورید . هر قدر بلند تر صحبت کنید ، مطمئناً بچه ها نه متوجه صدای شما و نه مفهوم کلماتتان خواهند شد.

مسائل را برای فرزندتان شرح دهید :

بچه ها هنگامیکه به آنها دستور داده می شود سر به لجبازی می گذارند . به جای آن که بگویید چطور جرات نمودی سنگهارا پرتاب کنی!بگویید : سنگ برای پرتاب کردن نیست ، توپ را پرتاب می کنند . بدین طریق بر روی رفتارش تاًثیر گذاشته و راه چاره ای را بدون پرخاشگری به او ،‌یافته اید .

مطالب را به سادگی عنوان نمایید :

بجای سخنرانی کردن به نرمی ولی با قاطعیت حرف بزنید . به این طریق او یاد می گیرد که را جع به هرکاری که باید انجام دهد ،‌فکر کند بدون آنکه نیازی به به سرزنش و ملامت برای فراموش کاری یا گوش نداند باشد .

از فرزند خود بخواهید که مطالب مهم را تکرار کند :

این روش موقعی مفید خواهد بود که می خواهید فرزندتان نتیجه کاری را بفهمد . بگویید : باید ماژیک هایت را قبل از نهار جمع کنی بگو ببینم کی ماژیک هایت را جمع می کنی ؟

ارتباط واقعی برقرار سازید :

چنانچه فرزندتان جذب فعالیتی گردیده ، به آرامی دست به شانه او زده تا متوجه شما گردد . از او بخواهید موقعی که صحبت می کنید به شما نگاه کند ،‌اگر بچه تان با چشم ارتباط برقرار می سازد ، ‌برایش بسیار سخت است که لجبازی نماید .

جدولی را تهیه نمایید :

چنانچه صبح ها سخت ترین زمان در روز است . به او مسئولیت داده و با کمکش جدولی از تمام کارهایی که باید انجام دهد (مسواک زدن ، شستن صورت ، لباس پوشیدن ،خوردن صبحانه و پوشیدن کفشها) تهیه کنید . بسیاری از بچه ها دوست دارند که جدول را بررسی کرده و موفقیت خود را اعلام نمایند .

به او توجه کامل داشته باشید :

چنانچه می خواهید او به حرفهای شما گوش دهد ، باید به گفته هایش گوش دهید . بنابراین هنگامی که روزنامه در دستتان و آن را می خوانید با او صحبت نکنید . تمام توجه خودرا به او داده و اگر امکان پذیر نیست ، علت آن را برایش شرح دهید . (‌عزیزم ، اکنون مشغول انجام کاری هستم اما دوست دارم که به گفته هایت گوش دهم . درعرض 5 دقیقه پیشت می آیم و به حرف هایت گوش می کنم .) به علاوه به آنچه که او می گوید اهمیت دهید . چنانچه می گوید که سردش  شده است ،‌نگویید : اینجا آنقدرها هم سرد نیست . به جایش بگویید : سردت شده ؟ بیا بریم و لباس گرمت را برداریم .

بی جهت نگران نشوید :

اکثر بچه های کوچک که در گوش دادن  با مشکل مواجه بوده و بعضی اوقات بی قرار می شوند با کمبود توجه روبرو هستند . افرادی با این مشکل  ،‌ این رفتارها برایشان به صورت عادت در آمده است، ‌بنابراین چنانچه این بی توجهی در زندگی روزمره اش تاثیر گذاشته ،‌باید مورد ارزیابی قرار گیرد. به خاطر داشته باشید ، دراین زمینه بچه ها با بزرگترها واقعاً فرقی ندارند . بچه ها می خواهند مثل شما،‌هنگام انجام کاری ،‌کسی مزاحمشان نشود . این مسئله مانند این است که کتاب جالبی را در دست دارید و حاضر نیستید لحظه ای آن را کنار بگذارید . دراین شرایط شخصی می خواهد شمارا وادار به انجام کار دیگری کند. بنابراین اگر می خواهید فرزندتان به آنچه که گفته می شود دقت کرده و آن را انجام دهد، درحالی که اورا ((هنر گوش دادن  )) کمک می کنید ،‌ صبور و با توجه باشید.

 

 

حرف شنوی در کودکان :

روشهای موثر برای حرف شنوی در کودکان :

همه ما می خواهیم فرزندانمان حرف شنو باشند . وقتی فریاد می زنیم که بایست! نرو وسط خیابان: توقع داریم کودکمان اطاعت کند . یا اگر به او می گوییم که برو مسواک بزن ، یا بخواب،‌توقع داریم بدون هیچ حرفی این کار را انجام دهد . خیلی اوقات ، وادار کردن بچه ها به این که رفتار شایسته ای داشته باشند مشکل است . روش هرچه می گویم همان است که بیشتر والدین به آن متوسل می شوند ، معمولاً بی فایده است . خوشبختانه روش هایی برای اداره رفتار بچه ها وجود دارد که بدون برخورد ، ‌بدون اشک و قهر ،‌فریاد و کتک کاری ،‌یا توهین زبانی است . دراین مبحث سعی کرده ایم اصولی را ارائه دهیم که عمل به آنها به شما و فرزندتان کمک می کند تا به هدف مطلوب برسید. شروع واقعی این گونه تربیت ، از سال های آغاز کودکی است . به خاطر داشته باشید که در سنین پیش دبستانی ، بچه ها کارهای عادی روزمره و مهارت نظم انضباط را که لازمه زندگی است ،‌به راحتی یاد می گیرند . برای تسلیم کردن کودکان روش کلی وجود دارد که در همه شرایط ،‌مفید است . آنرا یاد بگیرید و بعد در زمینه های مختلف امتحان کنید .

1-   برخورد مثبت داشته باشید :

به رفتار مناسب فرزند خود توجه کنید و در همان لحظه از آن تعریف کنید . سپس از او در خواست نمایید ( یا اورا راهنمایی کنید ) تا فعالیت بعدی را انجام دهد. در این روش برای هر کاری که کودک درست انجام می دهد امتیازی قائل شوید ، به نوعی که گویی جادویی درکار است ، او به طور باور نکردنی ، درخواست های بعدی را اجابت می کند به طور مثال به او بگویید :

آفرین که یک لیوان شیر خوردی . حالا بیا کمی تخم مرغ بخور .

خیلی خوب مسواک زدی . حالا بیا لباس خوابت رو بپوش .

 

2-   برای کنترل او به نرمی رفتار کنید :

هرگاه از کودک خود خواهشی دارید ، به سمت او بروید و به نرمی اورا لمس کنید . به طوری حضور شما تقریباً موافقت کودکتان را ضمانت کند . اکنون درست در جایی هستید که فرمان شما به یک عمل تبدیل  می شود . شما خواهید فرزندتان میز را بچیند ، اگر با فریاد از او بخواهید که از آن طرف خانه بیاید و میز را بچیند ، حتماً موثر نخواهد بود ، بهتر است نزد او بروید و آنچه می خواهد به او بگویید ، سپس با او به آشپزخانه بروید. هنگامی که خواهر و برادر مشغول نزاع و درگیری هستند ،‌نباید با داد و بیداد  دعوا را متوقف کنید . به جای آن ، به طرف آنها بروید و صحبت کنید . خیلی اوقات همین آرامش شما برای ساکت کردن بچه ها کافی است . اگر می خواهید موافقت کودک خود را جلب کنید کمتر از (نه مؤکد) استفاده کنید و حتی المقدر از حبس کردن او در اتاقش خود داری نمایید .

3-   فرزند خود را دوباره راهنمایی کنید :

فرزند خود را به سمت رفتار پسندیده هدایت کنید . اگر او به چیزی دست می زند که نباید دست بزند ، به او بفهمانید که دقیقاً چه چیزهایی را میتواند لمس کند یا بردارد. اگر او روی مبل بالا و پایین می پرد ، به جای اینکه اورا سرزنش کنید ، جایی را که می تواند جست و خیز کند به او نشان دهید .

4-    اشیاء مخرب را از دست رس کودک دور کنید 

اگر فرزندتان روی دیوار رنگ آمیزی می کند ،‌مداد رنگی را از دست رسش دور کنید و برایش توضیح دهید که چطور می تواند از مداد رنگی به درستی استفاده کند .

5-    عزت نفس کودکان را از بین نبرید :

اگر فرزند خوردسالتان روی میز ایستاده و می خواهید او را پایین بیاورید به او بگویید اجازه نداری روی میز بایستی خودت پایین می آیی یا من کمکت کنم ؟ دراین صورت شما به نوعی ناتوانی های او را مهار می کنید و اعتماد به نفس از شما به فرزندتان انتقال می یابد .

6-    فرزند خود را برای حضور در جمع اماده کنید :

اگر فرزند شما در حضور دیگران بد رفتاری کند ،‌باعث خجالت شما می شود و افرادی که شاهد خرابکاری او هستند رنجیده می شوند. دراین زمان اگر به او بگویید (ساکت بشین ) معمولاً رفتارش بهبود نمی یابد . قبل از هر وضع جدیدی همچون سوار شدن به هواپیما یا حضور در جشن تولد ، موقعیت را برای او شرح دهید و انتظارات واقعی خود را بیان کنید . به طور مثال بگویید : وقتی سوار هواپیما می شویم در آنجا صندلی مخصوص خودت را داری و باید کمربندت را ببندی . می توانی کتاب بخوانی ، چیزی بخوری یا با اسباب بازی کوچکی بازی کنی . وقتی فردا به جشن تولد می رویم از تو انتظار دارم شلوغ نکنی و هنگامی که دوستت کادوهایش را باز می کند ، بنشینی و تماشا کنی.

7-    به کودک کمک کنید که کمی جلوتر را ببیند :

بچه ها در هر موقعیتی که قرار دارند ،‌رویداد های بعدی را نمی بینند و فقط در لحظه زندگی می کنند . برای همین ، هنگام گذر از مرحله ای دیگر دچار مشکل می شوند بنابراین بهتر است هنگامیکه می خواهید اورا زا جایی که دوست دارد به جای دیگر ببرید ابتدا پنج دقیقه قبل او را مطلع کنید که تا چند لحظه دیگر باید اینجا را ترک کنید اگر بی خبر است او را بگیرید  ببرید باعث آزار او می شوید .

8-    از جای که برای او مشکل ساز است دور شوید :

اگر هربار باکودکتان به سوپر مارکت رفتید و با مشکلاتی روبرو شدید ، زمانی به آنجا بروید که کسی از او نگهداری می کند . بهتر است مدت یک ماه به او فرصت دهید و اورا همراه خود به خرید نبرید . این مدت زمان مناسبی است که این چرخه منفی بشکند و به شما و فرزندتان اجازه دهد که روال عادی پیدا کنید .

9-    کودکتان را جای دیگری ببرید :

اگر در رستوران هستید و او بهانه گیری می کند ، کودکتان را بردارید و از آن جا خاج شوید . اغلب بیرون رفتن و انتقال او به جای دیگر باعث ارامش او می شود . کارهای روزمره را به طور منظم انجام دهید لباس پوشیدن ،مسواک زدن، باز کردن در،تمیز کردن اسباب بازیها ، رفتن به رختخواب ، همه اینها مجموعه ای هستند که رویداد های مهم روزانه محسوب می شوند . شما می خواهید فرزندتان هریک را با موفقیت پشت سر بگذارد و درگذر از هر مرحله ، رفتار مناسبی داشته باشد . اما ممکن است رفتار های منفی مثل فریاد زدن به سرعت در روال عادی روز مره جای بگیرد .

10- درهر مرحله اورا راهنمایی کنید :

دقت کنید هریک از مراحل رشد کودکتان در کارهای روزمره پنهان شده است . او بتدریج می تواند کفشهایش را بپوشد و یا به حمام برود . شما نخست باید اورا از لحاظ فیزیکی (در هر مرحله انجام امور روزانه ) راهنمایی کنید و بعد فقط نظاره گر باشید . مثلاً به او بگویید من نمی توانم لباست را در بیاورم ، اما تورا تماشا می کنم که چطور این کار را می کنی.

11-گاهی بعضی امور را به کودک یاد آوری کنید:

بچه ها به راحتی ممکن است چیزی را فراموش کنند . این وظیفه شما ست که بعضی موارد را به انها تذکر دهید . مثلاً اگر کودک شما فراموش کرد به دستشویی برود . باید با مهربانی به او بگویید وقت دستشویی رفتن است . یک کلمه ی یاد آوری برای او بسیار مفید خواهد بود .

12-هنگام فرمان دادن به کودک، از دستورات واضح و روشن استفاده کنید :

به جای اینکه بگویید اتاقت را مرتب کن بهتر است به امور مشخص اشاره کنید . یعنی بگویید کتاب ها را در قفسه آبی ، و اسباب بازی هارا در قفسه پایینی بگذار. هر قدر فرمان شما واضحتر باشد پذیرفتن آنها برای کودک آسانتر است .

13-علت آنجام هر کاری را برای کودک توضیح دهید :

همانطور که شما و فرزندتان در حال مسواک زدن هستید ،‌برای آگاهی او توضیح دهید که چکار می کنید و چرا مثلا بگویید ببین من خمیر دندان را به تمام دندانم می رسانم . می خواهم همه ی جوجوهایی که آنجا زندگی می کنند را در بیاورم . حالا با آب دهانم را می شویم ، غرغره می کنم و بعد آب دهانم را بیرون میریزم . بیا باهم این طوری مسواک بزنیم .

درتربیت موثر وجود حد مرز برای بچه ها ضروری به نظر می رسد . اگر ما آنها را درست راهنمایی کنیم ، فرزندانمان آماده پذیرش می شوند . چراکه اساساً بچه ها مایلند والدین خودرا خوشنود سازند . اما اکثر ما در تعیین حد مرز برای کودکانمان مهارتی نداریم . زیاد صحبت می کنیم . بسیار عاطفی برخورد می کنیم و نمی توانیم به طور وضح منظور خودرا بیان کنیم . اگر می خواهید فرزندتان از شما حرف شنوی داشته باشند مثلاً کتک کاری نکنند ، اسباب بازیهایشان را مرتب کنند یا به موقع به رختخواب بروند ، بهتر است ده راه برد زیر را به کار گیرید .

   14-واضح و رشن صحبت کنید :

والدین برای حد و مرز گذاشتن و ادب کردن فرزندانشان سربسته و مبهم صحبت می کنند ، می گویند( مودب باش ، اذیت نکن ، شلوغ نکن) این راهنمایی های کلی برای هر کودکی معنی خاصی دارد . بچه ها ازما می خواهند انتظاراتمان را به طور روشن و واضح بیان کنیم . حد مرز مشخص به کودک می گوید دقیقاً چگونه باید رفتار کند . مثلاً در کتابخانه آهسته صحبت کند وقتی از خیابان عبور می کنیم دست مرا بگیر یا موقع غذا حرف نزن.این راهبرد درواقع میزان پذیرش و حرف شنوی کودکتان را افزایش می دهد.

   15-انتخابهای دیگر را به کودک پیشنهاد کنید :

در بسیاری موارد می توانید به فرزندتان فرصت یک انتخاب محدود شده بدهید تا خودش تصمیم بگیرد چگونه دستورات شما را انجام دهد . گاهی آزادی عمل در تصمیم گیری به کودک احساس قدرت و تسلط می دهد که به تدریج مقاومت در برابر والدین را کاهش دهد . به طور مثال به او بگویید الان وقت استحمام است می خواهی دوش بگیری یا یا در وان حمام کنی؟ می خواهی نیم ساعت صبح ، نیم ساعت بعد از ظهر ریاضی تمرین کنی؟ یا یک ساعت صبح؟ از این رو والدین بهتر و سریع تر می توانند به کودک خود پیشنهاداتی بدهند . آنها انتخاب محدودی برای کودک تعیین می کنند اما می توانند تغییراتی در آن پدید آورند به عبارتی دیگر این گونه انتخابها محدود اما تغییر پذیرند .

    16-قاطع باشید :

زمانی که عدم پذیرش و سرپیچی رخ داده باشد و شاید کودک به خودش و یا دیگران آسیب برساند به موقعیت محدود کننده قاطع نیاز داریم یک محدودیت قاطع به کودک می گوید باید رفتار نامطلوبش را متوقف کند و فوراً حرف شمارا بپذیرد مثلاً همین الان برو تو اتاقت ، بس کن اسباب بازی هایت را پرت نکن . البته این قاطعیت از طریق جدیت در چهره و صدا به خوبی نمایان می شود . همان طور که نرمش بیش از حد والدین برای کودک مفید نیست رفتار خمصانه والدین نیز برای آنها مضر است . اما قاطعیت مرز بین نرمش بیش از حد و رفتار خمصانه است .

17- بر نقاط مثبت فرزندان تاکید کنید:

بچه ها  بیشتر پذیرایی  فرمانهای مثبت هستند تا منفی . به طور کلی بهتر است واضح و روشن به کودک بگویید باید چه کار کند . دستورات کنفی مثل نرو، نریز، نکن به کودک می گویید چه چیزی قابل قبول نیست اما رفتاری که از او انتظار می رود را بیان نمی کند . والدین مستبد اغلب از فرمانهای منفی استفاده می کنند ،‌در حالی که والدین موفق دریافته اند بیشتر باید از فرمانهای مثبت استفاده کنند .

18- بی طرفی خودتان را اعلام کنید :

وقتی می گویید الان برو بخواب ممکن است نیروی کشمکش پخصی بین او و شما ایجاد شود . روش بهتر این است که دستورات را به حالت غیر شخصی بیان کنید . به طور مثال به او بگویید ساعت نه است وقت خواب تو. به ساعت اشاره کنید . دراین حالت هراعتراض و حس ناخوشایندی پدید بیاید ، بین کودک و ساعت است ، نه بین شما و او . یا هنگامیکه به او می گویید خانه جای توپ بازی نیست او از این قاعده ناراحت می شود نه از شما.

19- توضیح دهید چرا محدودیت لازم است :

مردم وقتی مورد قاعده یا دستوری توجیه شوند ، بهتر می توانند آن را بپذیرند اما در غیر این صورت آن را مستبدانه می پندارند بنابراین هنگامی که برای اولین بار کودک را موقعیت محدود کننده قرار دادید توضیح دهید چرا فرزندتان باید آن را بپذیرد . شناخت علت قواعد باعث می شود رفتار مناسب در کودک درونی شود یعنی تمایلات درونی اش اورا مطیع قوانین خانواده می سازد . برای بیان علت قوانین به جای این که از توضیحات طولانی که بچه ها را خسته می کند استفاده کنید به طور خلاصه دلیل یک دستور را بیان کنید مثلاً دیگران را نزن ! چون بدنشان درد می گیرد یا وقتی اسباب بازی را از دست بچه های دیگر می گیری آنها ناراحت می شوند چون هنوز بازیشان تمام نشده است .

20- چاره دیگر پیشنهاد کنید:

هرگاه رفتار کودکی را محدود کردید سعی کنید یک فعالیت قابل قبول دیگر اشاره کنید . این طریق شما مستبد به نظر نمی رسید و فرزندتان حس نمی کند کسی اختیارش را سلب کرده است و احساس محرومیت هم نمی کند بنابراین می توانید بگویید پسرم نمی توانی قبل از شام شکلات بخوری ، اما بعد از شام می توانی بستنی و هم شکلات مورد علاقه ات را بخوری. با پیشنهاد چاره دیگر می توانید هنگامی که احساس کودک شما قابل پذیرش است اورا تربیت کنید .

21-  در تربیت کودکان ثابت قدم باشید :

تعیین حد و مرز برای کودکان هنگامی موثر است که این قوانین ثابت باشند به عبارت دیگر در هر خانه باید ضوابط خاصی حاکم باشد و والدین همواره به آن پایبند باشند و آن را تغییر ندهند . مثلاٌ اگر ساعت خواب یک شب هشت و شب دیگر هشت و نیم و بعد شب بعد نه باشد به جای همراهی مقاومت بچه ها را در پیروی از این برنامه به دنبال خواهد داشت سختی این روش دراین است که قوانین مهم و روزمره خانواده باید هر روز به موقع اجرا شوند تا تاثیر گذار شوند .

22-  مهم نیست بدرفتاری کودک چه باشد ما باید برای او روشن کنیم که رفتارش را ناپسند می دانیم و آن را قبول نداریم . بنابراین به جای این که بگوییم پسر بد یعنی خودت را قبول نداریم باید بگوییم کتک کاری نکن یعنی رفتارت را رد می کنیم.

23-احساسات و عواطف خود را کنترل کنید :

بنابر گزارش پژوهشگران هنگامی که والدین عصبانی هستند فرزندان خود را شدیداً تنبیه می کنند و بیشتر از قبل مورد آزار زبانی و بدنی قرار می دهند گاهی اوقات به جای خشونت و رفتار خمصانه باید آرامش خود را حفظ کنیم نفس عمیق بکشیم و تا ده بشماریم . اساساً تربیت یعنی آموزش رفتار صحیح به کودکان اما اگر شما عصبی یا احساساتی باشید نمی توانید نمی توانید آموزش را به طور موثر انجام دهید . مثلا به جای اینکه به کودک خود حمله کنید و حرف ناشایستی به او بزنید بهتر است یک لحظه صبر کنید بعد با آرامش از او بپرسید اینجا چه خبر است ؟ همه ی کودکان به راهنمایی والدین برای شناخت رفتار پسندید ه نیاز دارند . مهارت ما در ایجاد قوانین و محدودیت ها همکاری بیشتری از جانب فرزندان برای ما به ارمغان می آورد .

کودکان وقتی با سرزنش و انتقاد زندگی می کنند می آموزند بی اعتماد به خود باشند . وقتی با خشونت زندگی می کنند می آموزند که جنگجو باشند . وقتی با ترس زندگی می کنند می آموزند که بزدل باشند . وقتی با ترحم زندگی میکنند می آموزند که به خود احساس ترحم داشته باشند . وقتی با تمسخر زندگی می کنند می آموزند که خجالتی باشند . وقتی که با حسادت زندگی می کنند می آموزند که در خود احساس گناه داشته باشند . اما اگر با شکیبایی زندگی کنند بردباری را می آموزند . اگر با تشویق زندگی کنند اعتماد و اطمینان را می آموزند . اگر با پاداش زندگی کنند با استعداد بودن وپذیرندگی را می آموزند . اگر با صدیق شدن زندگی کنند عشق را می آموزند . اگر با توافق زندگی کنند دوسا داشتن خود را می آموزند . اگر با تایید زندگی کنند با هدف زندگی کردن را می آموزند . اگر با صداقت زندگی کنند حقیقت را می آموزند . اگر با انصاف زندگی کنند دفاع از حقوق را می آموزند . اگر با اطمینان زندگی کنند اعتماد به خود و اعتماد به دیگران را می آموزد . اگر با دوستی و محبت زندگی کنند زندگی در دنیای امن را می آموزند .